الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)
15
تفسير جوامع الجامع (فارسى)
مىسازند پس يهوديان آمدند و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به آنان گفت : عبد اللَّه در ميان شما چگونه مردى است گفتند بهترين ما و پسر بهترين ما ، سرور ما و پسر سرور ما و داناترين ما و پسر داناترين ماست . فرمود : به عقيدهء شما آيا عبد اللَّه مسلمان خواهد شد يهوديان گفتند خدا او را از اين عمل حفظ كند پس عبد اللَّه به حضور آنان آمد و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه يهوديان گفتند بدترين ما و پسر بدترين ما ، عبد اللَّه به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله عرض كرد اين بود آنچه از آن مىترسيدم ، سعد بن ابى وقّاص گويد : نشنيدم كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دربارهء يك نفر از آنها كه در روى زمين راه مىروند بگويد كه اهل بهشت است جز دربارهء عبد اللَّه بن سلام ، و آيهء : وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ ( آيهء مورد بحث ) دربارهء او نازل شده است . عَلى مِثْلِهِ ؛ ضمير « مثله » به قرآن بر مىگردد يعنى در معنى مانند قرآن است و منظور معانى موجود در تورات است كه با معانى قرآن مطابقت دارد و بر اين مطلب دلالت دارد ، آيه : وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ؛ « و توصيف آن در كتب پيشينيان آمده است » ( شعراء / 196 ) و آيه : إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى ؛ « اين دستورات در كتب آسمانى پيشين آمده است » . ( اعلى / 18 ) . و مىتواند معناى آيه ، وَ شَهِدَ شاهِدٌ على نحو ذلك ؛ باشد يعنى شاهدى شهادت داد كه قرآن از نزد خداست و نظم اين كلام چنين است كه واو اوّل « و كفرتم » را بر فعل شرط عطف مىكند و همچنين واو اخير « و استكبرتم » را بر فعل « شهد عطف » مىكند امّا واو در و شهد جملهء وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ ، و فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ ؛ را بر جمله كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ ، عطف كرده است ، و معناى آيه اين است كه بگو مرا خبر دهيد اگر متّفق شدهاند كه قرآن از سوى خداست با اين كه شما به آن كفر مىورزيد و اعلم بنى اسرائيل شهادت داده است كه نظير قرآن نازل شده است در اين صورت ايمان آوردن او به قرآن با تكبّر ورزيدن شما نسبت به قرآن و ايمان به آن نشان اين نيست كه شما گمراهترين و ستمگرترين مردم هستيد ؟ و « ايمان » در « فآمن » را معلول و نتيجهء شهادت دادن به